دست نیازمندی بگیر


 

ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﺭﻩ ﻣﺴﺠﺪ ﻭ ﻣﯿﺨﺎﻧﻪ ﺑﮕﯿﺮﯼ 
ﻋﻤﺮﺕ ﺑﻪ ﻫﺪﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺖ ﻧﮕﯿﺮﯼ

ﺑﺸﻨﻮ ﺍﺯ ﭘﯿﺮ ﺧﺮﺍﺑﺎﺕ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﭘﻨﺪ
ﻫﺮ ﺩﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﯼ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺳﺖ ﺑﮕﯿﺮﯼ


*
*
*

گر بر سر نفس خود امیری، مردی
بر کور و کر، ار نکته نگیری، مردی

مردی نبود فتاده را پای زدن
گر دست فتاده ای بگیری، مردی...

(رودکی)


*
*
*

همه روز روزه بودن ، همه شب نماز کردن
همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن

شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن
ز وجود بی نیازش، طلب نیاز کردن ...

به خدا که هیچ کس را، ثمر آنقدر نباشد
که به روی نا امیدی در بسته باز کردن

(شیخ بهایی)


دلنوشته


      بنـــــــــام خــــــــدا                                                                                  

 بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com راستی خدا
 بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comدلم هوای دیروز را کرده
 بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comهوای روزهای کودکی را
 بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comدلم میخواهد مثل دیروز قاصدکی بردارم
 بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comآرزوهایم را به دستش بسپارم تا برای تو بیاورد
 بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comدلم میخواهد دفتر مشقم را باز کنم و دوباره تمرین کنم
 بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comالفبای زندگی را
 بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comمیخواهم خط خطی کنم تمام آن روزهایی که دل شکستم و دلم را شکستند
 بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comدلم میخواهد این بار اگر معلم گفت در دفتر نقاشی تان
 بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comهر چه میخواهید بکشید
 بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comاین بار تنها و تنها نردبانی بکشم به سوی تو
 بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comدلم میخواهد این بار اگر گلی را دیدم
 بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comآن را نچینم
 بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comدلم میخواهد …
 بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comمی شود باز هم کودک شد؟؟
 بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comراستی خدا!
 بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comدلم فردا هوای امروز را می کند...

فرهنگ سازمانی



فرهنگ سازمانی

Organizational Culture

 

مقدمـــــه

فرهنگ سازمانی موضوعی است كه به تازگی در دانش مدیریت و در قلمرو رفتار سازمانی راه یافته است. به دنبال نظریات و تحقیقات جدید در مدیریت، فرهنگ سازمانی دارای اهمیت روزافزونی شده و یكی از مباحث اصلی و كانونی مدیریت را تشكیل داده است. جمعیت‌شناسان، جامعه‌شناسان و اخیراً روان‌شناسان و حتی اقتصاددانان توجه خاصی به این مبحث نو و مهم در مدیریت مبذول داشته و در شناسایی نقش و اهمیت آن نظریه‌ها و تحقیقات زیادی را به‌وجود آورده و در حل مسائل و مشكلات مدیریت به كار گرفته‌اند. با بررسی كه توسط گروهی از اندیشمندان علم مدیریت به عمل آمده فرهنگ سازمانی به‌عنوان یكی از مؤثرترین عوامل پیشرفت و توسعه كشورها شناخته شده است. به‌طوری‌كه بسیاری از پژوهشگران معتقدند كه موفقیت كشور ژاپن در صنعت و مدیریت یكی از علل مهم توجه آنها به فرهنگ سازمانی است.

 

ادامه نوشته

رازهای جذب دیگران,چگونه جذاب باشیم


رازهای جذب دیگران,چگونه جذاب باشیم

چگونه شخصی جذاب و مورد پسند مردم باشیم و با دیگران به راحتی ارتباط برقرار کنیم

چگونه حرف بزنیم تا شخصیت جذابی داشته باشیم

چگونه حرف بزنیم تا شخصیت جذابی داشته باشیم

بیشتر اوقات زندگی روزمره ما به مراوده و گفتگو و تعامل با دیگران میگذرد. در منزل، محل کار، خیابان، تاکسی، مغازه، کلاس درس و … در این میان همیشه عده‏ای انگشت شمار از افراد در میان دیگران برتر بوده و نامشان زبانزد دیگران است. همچنین همیشه باعث جذب سایرین شده و در کل افرادی پرنفوذ و تاثیرگذار هستند. البته جذابیت شخصیتی با جذابیت زیبا بودن فرق دارد. جذابیت و گیرایی شخصیتی کاملا اکتسابی است و آگاهانه و یا ناآگاهانه کسب میشود. اینگونه افراد هیچ فرقی با دیگران ندارند؛ مثلا ستاره داشته و یا اینکه جادوگری بدانند بلکه به صورت دانسته و یا ناخودآگاه یک سری قوانین را همیشه رعایت می‏نمایند که همین قوانین عامل برتری و جذب دیگران و عامل نفوذ در اذهان است. ما نیز می‏توانیم اینطور باشیم. در اینجا به بعضی از این عوامل اشاره‏ای مختصر می‏نمایم :

1- کمتر حرف بزنیم : این بدان معنا نیست که حرف نزنیم و یا سرمان در لاک خودمان باشد. بلکه هرجا نیاز به صحبت کردن بود خود را نشان داده و نظر خود را ایراد کنیم. متاسفانه بعضی افراد اینطور برداشت می‏نمایند که کم گویی یعنی هیچ‏گویی و همین امر باعث منزوی شدن و دور شدن از اجتماع می‏گردد.

2- قبل از شروع صحبت حداقل ۳۰ ثانیه فکر کنیم : فکر کردن قبل از شروع صحبت هر چند کم و کوتاه باعث گزیده‏گویی شده و از هرگونه گاف زدن و همچنین بیهوده گویی و با عجله صحبت کردن جلوگیری می‏کند. حتما دیده‏اید افرادی که پس از شنیدن حرفی یا سوالی مدت زمانی کوتاه آنرا حلاجی نموده و سپس بیان می‏نمایند و اکثر اوقات جواب آنها بسیار متین و درست است و هیچ جای ایراد نیست. اما امان از افرادی که آنچه به ذهنشان می‏آید را بیان می‏نمایند، بدون اینکه حتی لحظه‏ای در مورد آن فکر کنند. به اصطلاح با صدای بلند فکر ‏می‏کنند و اکثر اوقات حرفهایی می‏زنند که باعث پشیمانیشان می‏گردد. فکر کردن آسان است. تمرین کنیم.

3- با صدای بلند نخندیم : خنده با صدای بلند شخصیت انسان را زیر سوال می‏برد. هیچ انسان گرانمایه‏ای را نخواهید دید که با صدای بلند خندیده و یا قهقهه بزند. از بازیگران معروف سینما (در زندگی شخصی) گرفته تا بزرگان و دانشمندان. با صدای بلند خندیدن باعث جلب توجه دیگران شده و با توجه به اینکه دیگران نمی‏دانند مطلب شما چقدر خنده‏دار است، باعث سوء برداشت آنها می‏شود.

4- لبخند بزنیم : یک لبخند کوچک باعث جذب می‏شود. هر انسان دارای کودک درونی است که آن کودک درون به آنچه که خود بخواهد جذب می‏شود چه بخواهیم و چه نخواهیم. اخلاق کودک درون دقیقا مانند کودکان است و به چیزهای زیبا عکس العمل مثبت نشان می‏دهد. پس همانطور که یک کودک جذب یک لبخند می‏شود، ما نیز جذب چهره‏های بشاش و خنده‏رو می‏شویم. همچنین لبخند باعث زیباشدن چهره می‏شود.

5- در امور دیگران دخالت نکنیم : برایتان چقدر پیش آمده که با تلفن همراه یا شخصی دیگر صحبت می‏کرده ‏اید که دقیقا پس از پایان صحبت، یک نفر دیگر آمده وگفته "چی شده؟"؟ حتما برایتان پیش آمده است که این قضیه کمی باعث تنفر شما شده است. امور دیگران به ما ربطی ندارد زیرا اگر ربط داشت، با ما نیز در میان گذاشته می‎‏شد. دخالت در امور دیگران باعث دفع آنها شده و نوعی دورشدن را ایجاد می‏نماید. زیرا با توجه به شناختی که افراد از شخص فضول دارند، از رفت و آمد و حتی صحبت مقابل وی خودداری می‏کنند.

6- شوخ طبع باشیم ولی بسیار بسیار کم شوخی کنیم : شوخی هرقدر هم کوچک می‏تواند باعث رنجش شود مگر اینکه این شوخی با فکر قبلی و بررسی بیان شده و یا انجام شود. مثلا شوخی‏هایی که با شخصیت افراد رابطه دارد باعث قتل شخصیت می‏شود. شوخی اگر در حد یک لبخند کوچک و ملیح باشد، بسیار شیرین است و نه بیشتر. شوخی فراوان انرژی ذهنی را کاسته و جذابیت را از بین می برد. چراکه شوخی بتدریج پرده های حرمت را پاره کرده و کم کم موجب بی احترامی می شود. با این حال تبسم به چهره جذابیتی عمیق می بخشد. در تبسم سنگینی و متانت موج می زند ولی در خنده زیادی و شوخی سبکی و کاهش جذابیت نهفته است.

7- آنچه هستیم باشیم : از بیان حرفهای بیخودی و دروغ و بزرگ کردن خود بپرهیزیم. آنچه که هستیم باشیم به این معنا که خود را بزرگتر از آنچه هستیم جلوه ندهیم و سعی نکنیم خود را به زور در دل مردم جای دهیم.

8- به وضع ظاهری خود برسیم : یکی از عواملی که باعث تاثیرگذاری در بین سایرین می‏شود، خوش لباسی، خوشبویی و خوش صورتی است. مطمئنا هیچ کس دوست ندارد با شخصی که دهان او بوی بد می‏دهد و یا لباسش پاره است دمخور شود. ضمن اینکه هماهنگی و پاکیزگی ناخودآگاه باعث جذب مردم می شود. البته باید دقت شود که لباس های عجیب و غریب باعث جذب نمی شود. تمیزی و اطوی لباس، موهای مرتب، دهان خوشبو مجذوب کننده است. اما آراستگی ظاهری فقط به پوشش داخل و خارج خلاصه نمی شود بلکه حرفهای زیبا، جملات مثبت، اعمال درست نیز باعث جذب است.

9- سکوت را تمرین کنیم : بعضی افراد می پندارند که هر چه شلوغتر و پر صداتر باشند بیشتر جذب می شوند ولی اینطور نیست. سکوت تاثیری ذهنی در افراد می گذارد. هنگام سکوت، در اطراف خود ایجاد خلاء می نماییم و این خود باعث جاذبه است. ضمن اینکه سکوت انسان را عاقلتر و با تجربه تر نشان می دهد، زمینه ای مناسب برای صمیمیت است. البته سکوت ناشی از ترس و عدم اعتماد بنفس، باعث کاهش جذابیت است. همچنین نرم و با ملایمت صحبت کنیم چراکه جیغ، داد و هوار، بلند صحبت کردن و خشن و عصبی بودن باعث قطع اعتماد مردم می شود.

10- فرد محترمی باشیم : به خود و دیگران احترام بگذاریم. بی ادبی در کلام و گفتار و رفتار از جذابیت بسیار می کاهد. باید در ظاهر آراسته و در باطن وارسته بود. شخص مودب و متین و محترم بی تردید جذاب تر از بی ادبان است. هتاکی و ناسزا گفتن حتی به افراد بدصفت و بی شخصیت و همچنین تحقیر و تمسخر و غیبت و بدگویی مخالف با احترام است.

11- در رفتار و کلام قاطعیت داشته باشیم : سست عنصر نبودن و پای تصمیمات و تعهدات ماندن موجب جذابیت است. افرادی که شخصیتی قاطع دارند هدفهای مشخص و ارزشهای معینی و برنامه های مدونی دارند و بلااستثنا جذابند. قدرت "نه" گفتن به درخواست های بی ارزش دیگران موجب رویش جذابیت است. بعضی افراد خود را فدای این و آن می کنند و هرکار مثبت یا منفی را قبول میکنند و اینطور می خواهد در دل دیگران رخنه کنند که نمی شود. جذابیت یعنی مصمم بودن و قاطعیت در رفتار و گفتار.

12- مراقب امیال و غرایز شخصی خود باشیم : افراد دارای شخصیت مسلط و چیره بر غرایز و امیال، دارای تسلط بیشتری هستند. کسانی که بر میل جنسی، میل غذا خوردن، عواطف و هیجانات خود مسلط هستند، جذابیت معنوی دارند. تاثیر روانی گذاشته و انرژی مثبت از وجودشان فوران می کند. کسانی که غریزی و هوی هوسی هستند و مدام در پاسخ به امیال خود به سر می برند و نمی توانند خود را کنترل نمایند و خصوصا به زبان و نگاه خود مسلط نیستند، هیچگاه به جذابیتی که انتظار دارند دست نخواهند یافت و مسلما بدون کسب جذابیت از تاثیرگذاری هم خبری

داستان کوتاه


يک روز وقتى کارمندان به اداره رسيدند، اطلاعيه بزرگى را در تابلوى اعلانات ديدند که روى آن نوشته شده بود: آديروز فردى که مانع پيشرفت شما در اين اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشييع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنيم.آ در ابتدا، همه از دريافت خبر مرگ يکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند اما پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پيشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده که بوده است.
اين کنجکاوى، تقريباً تمام کارمندان را در ساعت ١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعيت زياد مى‌شد هيجان هم بالا مى‌رفت. همه پيش خود فکر مى‌کردند: آاين فرد چه کسى بود که مانع پيشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!آ کارمندان در صفى قرار گرفتند و يکى يکى نزديک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد. آينه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصوير خود را مى‌ديد. نوشته‌اى نيز بدين مضمون در کنار آينه بود: آتنها يک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نيست جز خود شما. شما تنها کسى هستيد که مى‌توانيد زندگى‌تان را متحوّل کنيد. شما تنها کسى هستيد که مى‌توانيد بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقيت‌هايتان اثر گذار باشيد. شما تنها کسى هستيد که مى‌توانيد به خودتان کمک کنيد. زندگى شما وقتى که رئيستان، دوستانتان، والدين‌تان، شريک زندگى‌تان يا محل کارتان تغيير مى‌کند، دستخوش تغيير نمى‌شود.
زندگى شما تنها فقط وقتى تغيير مى‌کند که شما تغيير کنيد، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذاريد و باور کنيد که شما تنها کسى هستيد که مسئول زندگى خودتان مى‌باشيد. مهم‌ترين رابطه‌اى که در زندگى مى‌توانيد داشته باشيد، رابطه با خودتان است. خودتان را امتحان کنيد. مواظب خودتان باشيد. از مشکلات، غيرممکن‌ها و چيزهاى از دست داده نهراسيد. خودتان و واقعيت‌هاى زندگى خودتان را بسازيد. دنيا مثل آينه است. انعکاس افکارى که فرد قوياً به آنها اعتقاد دارد را به او باز مى‌گرداند.

چرا زاویه دید مهم است؟!

 
به این حجم از اشیا نگاه کنید. آیا پیامی در آن  پیداست؟!

بیشتر دقت کنید و از زاویه دیگری نگاه کنید

باز هم نشد؟
پس لازم شد که باز، از زاویه دیگری نگاه کنیم


دیدید؟ چیزی که در ابتدا بی‌معنی به نظر می رسید، از یک زاویه دید خاص، زیبا و هنری و مبتکرانه می باشد
وقتی با یک معادله ریاضی کلنجار می‌روید و نمی‌توانید حلش کنید، وقتی در مورد یک معضل اجتماعی می اندیشید و جز فرسایش مغز چیزی دستگیرتان نمی‌شود، زمانی که امکانات و ناداشته‌های خود را در جهت نیل به هدفتان فهرست می‌کنید و ناتوان از تصمیم‌گیری می‌شوید، در بسیاری از موارد تغییر زاویه دید است که به کمکتان می‌آید، نه اصرار بر تمرکز بیشتر. حتی خرد جمعی هم اگر نخواهد زاویه دید را تغییر دهد و اصرار بر نگریستن از یک زاویه باشد، نمی‌تواند تصویر مطلوب غایی را ایجاد کند
اما اطلاعاتی در مورد این پرتره سه‌بعدی از محمدعلی کلی: این حجم زیبا و ابتکاری به وسیله مایکل کالیش ساخته شده است و متشکل از ۲۵۰۰ کیسه بوکس، ۱۰٫۵ کیلومتر کابل فلزی ضدزنگ و بیش از ۱۱۰۰ متر لوله آلومینیومی است. سه سال طول کشید تا این بنای ۶٫۵ متری ساخته شود.
ایده ساختن این پرتره سه‌بعدی، یکی از شب‌های سال ۲۰۰۸، در حین خواب به ذهن معمارش رسید. او در خواب، کیسه‌های به شکل قطره اشک دید که در هوا به سرعت حرکت می‌کنند و ناگهان متوقف می‌شوند.
مایکل کالیش، مقیم لوس آنجلس است، او به واسطه ساخت پرتره‌های خاص اشخاص مشهوری مثل ماریا شریور و آرنولد شواتزنگر مشهور شده است.
در آیین گشایش این پرتره، خود محمد علی حضور داشت و آخرین کیسه بوکس را آویخت


در کشور ما سیستم کاراست یا ناکارا ؟


سیستم کارآ :موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده می‌شود.
سیستم ناکارآ :موفقیت مدیر سنجیده نمی‌شود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است.

سیستم کارآ  : مدیران بدلیل اشتباهات استعفا داده و جای خود را به دیگران می‌دهند.
سیستم ناکارآ :عشق به خدمت مانع از استعفا می‌شود.
سیستم کارآ : افراد از مشاغل پایین شروع می‌کنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند.
سیستم ناکارآ :افراد مادرزادی مدیر هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت بزرگترین‌های کشور است.

سیستم کارآ : برای یک پست مدیریت، دنبال مدیر می‌گردند.
سیستم ناکارآ  :برای یک فرد، دنبال پست مدیریت می‌گردند و در صورت لزوم این پست ساخته می‌شود.

سیستم کارآ : یک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدیر شود.
سیستم ناکارآ : یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده.

سیستم کارآ :اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت می‌کنند.
سیستم ناکارآ :اگر بخواهند از کسی هیچ استفاده‌ای نکنند، او را مشاور مدیریت می‌کنند.

سیستم کارآ :اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی می‌کند و حتی ممکن است محاکمه شود.
سیستم ناکارآ :اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیم می‌شود و پست مدیریت جدید می‌گیرد.

سیستم کارآ :مدیران به صورت مستقل استخدام و برکنار می‌شوند، ولی به صورت گروهی و هماهنگ کار می‌کنند.
سیستم ناکارآ :مدیران به صورت مستقل و غیرهماهنگ کارمی‌کنند، ولی به صورت گروهی استخدام و برکنار می‌شوند.

سیستم کارآ  :برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی می‌دهند و با برخی مصاحبه می‌کنند.
سیستم ناکارآ :برای استخدام مدیر، به فرد مورد نظر تلفن می‌کنند.

سیستم کارآ :زمان پایان کار یک مدیر و شروع کار مدیر بعدی از قبل مشخص است.
سیستم ناکارآ :مدیران در همان روز حکم مدیریت یا برکناریشان را می‌گیرند.

سیستم کارآ :همه می‌دانند درآمد قانونی یک مدیر زیاد است.
سیستم ناکارآ  : مدیران انسان‌های ساده زیستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد.

سیستم کارآ :برای مدیریت، سابقه کار مفید و لیاقت لازم است.
سیستم ناکارآ  :برای مدیریت، مورد اعتماد بودن کفایت می‌کند.

سیستم کارآ : مدیر فعال‌ترین فرد سازمان است با مشغله فراوان.
سیستم ناکارآ :مدیر کم کارترین فرد سازمان است با مشاغل فراوان.

جملات نلسون ماندلا


هر روز صبح در جنگل آهوئی از خواب بیدار میشود که میداند باید از شیر تندتر بدود تا طعمه او نگردد ، و شیری که میداند باید از آهوئی تندتر بدود تا گرسنه نماند. مهم نیست که شیر باشی یا آهو ، با طلوع هر آفتاب با تمام توان آماده دویدن باش. نلسون ماندلا

 

•.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.•

 

مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر نلسون ماندلا

•.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.•

ما هم به ذهن سلیم و هم قلب نیازمندیم ،شکوه زندگی این نیست که هرگز به زانو در نیائیم ،در این است که هر بار افتادیم دوباره برخیزیم . نلسون ماندلا

 •.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.•

زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید .نلسون ماندلا

 •.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.•

شك هايت را باور نكن و هيچ گاه به باورهايت شك نكن  .نلسون ماندلا

•.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.•

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن .نلسون ماندلا

 •.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.•

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی .نلسون ماندلا

•.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.•

کوچک باش و عاشق.. که عشق می داند آئین بزرگ کردنت را ...نلسون ماندلا

 •.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.•

ما زاده شده ایم تا شکوه و بزرگی خداوندی را که در درونمان است،آشکار سازیم و این امر،همه ی انساتها را در بر میگیرد.نلسون ماندلا

 •.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.•

بهترین لذت آدمی این است که بداند نسلی که از او به جا مانده ، ولی حسی برتر از هر لذت موجود این است که بداند مسئولیت خانواده ای بر دوش اوست و هر فردی میتواند از این لذت برخوردار باشد.نلسون ماندلا

 •.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.•

اگر قرار باشد خون را با خون شست دچار بدبختی میشویم ،ببخشیم اما فراموش نکنیم! نلسون ماندلا

 •.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.•

شجاعت مترادف نترسیدن نیست،بلکه شجاعت به معنای غلبه بر ترس است .نلسون ماندلا

 •.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.•

براي آنکه مانع احساس عدم امنيت ديگران در اطرافمان باشيم ، خود را از انظار دور مي سازيم . اما اين کار ما را به جايي نمي رساند . ما متولد شده ايم که شکوه و عظمت خداوند را به نمايش در آوريم . چيزي که در درون ماست . نه در درون برخي از ما ، بلکه در درون تک تک ما . و زماني که به اين نور درونمان اجازه تابيدن مي دهيم ، ناآگاهانه به ديگران نيز اجازه چنين کاري را مي دهيم . نلسون ماندلا

•.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.•

بقای دوستی ها به تفاهم متقابل وابسته است .نلسون ماندلا

•.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.•

 آزادی به بریدن زنجیرها از دست و پا خلاصه نمی شود ،آزادی به احترام گذاشتن آزادی دیگران نیز نیاز دارد.نلسون ماندلا

•.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.•

از خدا پرسیدم: خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟
خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،
با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .
شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن.
زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید .نلسون ماندلا

منبع:

عشق دروغین

پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم…

ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم

سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود…

اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به

وضوح حس می کردیم…

می دونستیم بچه دار نمی شیم…

ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست…

اولاش نمی خواستیم بدونیم…

ادامه نوشته

مدیریت جانشین پروری


lمديريت جانشين پروري


اشاره
شركت‌هاي پيشرو و موفق جهان، وجوه تمايز مختلفي با ساير شركت‌ها و بنگاه‌هاي اقتصادي دارند. يكي از اين وجوه تمايز آن است كه در تمام شركت‌هاي برتر، برنامه‌هايي منظم، جدي و پيگير براي استعداديابي و جانشين‌پروري مديران طراحي شده و در دست اجراست كه از حمايت مستقيم مديران ارشد اين سازمان‌ها برخوردارند. شناسايي و تربيت مديران آينده، يكي از مهم‌ترين راهكارهاي توسعه و بقاي سازمان‌ها بوده و عموماً به‌دنبال ايجاد انگيزه براي ماندگاري نيروهاي توانا در سازمان‌ها، افزايش فرهنگ شايسته‌گزيني و ايجاد محيط رقابتي سالم در فضاي سازمان است.

شركت‌هاي آرماني در مقايسه با شركت‌هاي رقيب، به مراتب بيشتر اقدام به پرورش مديران مستعد داخلي مي‌كنند. اين اقدام، گامي براي حفظ اصول و ارزش‌هاي اين شركت‌هاست. از مجموع 113 مديرعامل شركت‌هاي آرماني كه ما از وضعيت آنها خبر داريم، تنها 5/3 درصد از بيرون وارد شركت شده‌اند. اين رقم در شركت‌هاي طرف مقايسه، 1/22 درصد است. تعبير اين ارقام آن است كه شركت‌هاي آرماني 6 برابر شركت‌هاي طرف مقايسه، مديران داخلي موجود را پرورش و ارتقاء داده‌اند. آنچه سبب تمايز شركت‌هاي آرماني از شركت‌هاي طرف مقايسه مي‌شود، كيفيت رهبري نيست بلكه مداومت در رهبري كيفي است. شركت‌هاي آرماني به پرورش مديران و ارتقاي آنها بيش از شركت‌هاي طرف مقايسه، اهميت داده و اين كار در سازمان آنها نهادينه شده است.

استعدادهاي انسان را مي‌توان به كوه يخ تشبيه كرد. يك پنجم از اين استعدادها آشكار بوده و به‌كار گرفته مي‌شود و چهارپنجم بقيه، پنهان بوده و ممكن است هيچ‌گاه به‌كار نيايد. وظيفه برنامه‌هاي مديريت استعدادها، كشف و به‌كارگيري آنهاست؛ به‌نحوي كه تحقق اهداف استراتژيك سازمان را ميسر سازد. طبيعي است كه سازمان‌ها به‌دليل وجود برخي محدوديت‌ها، فقط مي‌توانند در مورد آن گروه از كاركنان خود كه داراي استعدادهاي برتر و مرتبط با جهت‌گيري استراتژيك سازمان هستند، سرمايه‌گذاري بلندمدت و اصلي خود را متمركز كنند. به اين‌گونه كاركنان High Potentials يا High Fliers مي‌گويند.

ادامه نوشته

صندوق بين‌المللي پول[1] (IMF


الف ـ  زمينه پيدايش و شكل‌گيري

    منشور صندوق بين‌المللي پول همراه اساسنامه آن در كنفرانس پولي و مالي بين‌المللي كه در ژوئن 1944 ميلادي در برتن وودز ايالت نيوهمشير آمريكا برگزار شد، مورد موافقت اصولي قرار گرفت و در 27 دسامبر 1945 ميلادي مواد موافقتنامه كنفرانس برتن وودز (منعقده ژوييه سال 1944 ميلادي) توسط 22 كشور كه 80 درصد سهم كل بودجه صندوق را در اختيار داشتند، به امضاء رسيد. مواد موافقت‌نامه بعدها در سالهاي 1969 و 1978 ميلادي اصلاح شد كه اين دو را از وقايع مهم تاريخي صندوق، به شرح زير نام مي بريم:

-   در ژوئن 1969 ميلادي اولين اصلاحيه در اساسنامه صندوق به منظور تخصيص حق برداشت خصوص[2] (SDRS) به كشورهاي عضو، تصويب و سپس اولين تخصيص حق برداشت مخصوص در اول ژانويه 1970 ميلادي انجام شد.

-       در آوريل 1978 ميلادي با به رسميت شناختن نرخهاي شناور ارز، اقداماتي براي حذف نقش طلا در سيستم بين‌المللي پول صورت گرفت و SDRS به عنوان اصلي‌ترين دارايي ذخيره‌اي اعلام ش

ادامه نوشته

نیمه شرافتمندانه زندگی


هنوز هم بعد از این همه سال چهره ویلان را از یاد نمی برم. در واقع در طول سی سال گذشته همیشه روز اول ماه که حقوق بازنشستگی را دریافت می کنم به یاد ویلان
می افتم.
ویلان پتی اف کارمند دبیرخانه اداره بود، از مال دنیا جز حقوق اندک کارمندی هیچ عایدی نداشت ویلان اول ماه که حقوق می گرفت و جیبش پر می شد، شروع می کرد به حرف زدن . روز اول ماه و هنگامیکه که از بانک به اداره برمی گشت به راحتی می شد برآمدگی جیب سمت چپ اش را تشخیص داد که تمام حقوق اش را در آن چپانده بود. ویلان از روزی که حقوق می گرفت تا روز پانزدهم ماه که پول اش ته می کشید نیمی از ماه سیگار برگ میکشید. نیمی از ماه مست بود و سرخوش. من یازده سال با ویلان همکار بودم. بعد ها شنیدم او سی سال آزگار به همین نحو گذران روزگار کرده است روز آخر که من ازاداره منتقل می شدم، ویلان روی سکوی جلوی دبیرخانه نشسته بود و سیگار برگ می کشید. به سراغ اش رفتم تا از او خداحافظی کنم. کنارش نشستم و بعد از کلی حرف مفت زدن عاقبت پرسیدم که چرا سعی نمی کندزندگی اش را سر و سامان بدهد تا از این وضع نجات پیدا کند. هیچ وقت یادم نمی رود، همین که سوال را پرسیدم به سمت من برگشت و با چهره ای متعجب آن هم تعجبی طبیعی و اصیل پرسید: «کدام وضع؟
بهت زده شدم. همین طور که به او زل زده بودم، بدون این که حرکتی کنم ادامه دادم
همین زندگی نصف اشرافی نصف گدایی.
ويلان با شنیدن این جمله همان طور که زل زده بود به من ادامه داد: "تا حالا سیگار برگ اصل کشیدی؟"
گفتم: نه
گفت: تا حالا تاکسی دربست گرفتی؟
گفتم: نه
گفت: تا حالا با یه دختر خوشگل قرار گذاشتی؟
گفتم: نه
گفت: تا حالا غذای فرانسوی خوردی؟
گفتم:نه
گفت: تا حالا یه هفته مسکو موندی خوش بگذرونی؟
گفتم: نه
گفت: خاک بر سرت، تا حالا زندگی کردی؟
گفتم: آره...نه...نمی دونم..
ویلان همین طور نگاهم می کرد،
نگاهی تحقیر آمیز و سنگین، به نظر حالا که خوب نگاهش می کردم مردی جذاب بود و سالم.. به خودم که آمدم ویلان جلویم ایستاده بود و تاکسی رسیده بود. ویلان سیگار برگی تعارفم کرد و بعد جمله ای را گفت
که مسیر زندگی ام را به کلی عوض کرد، ویلان پرسید: می دونی تا کی زنده ای؟
جواب دادم: نه
ویلان گفت: پس سعی کن دست کم نصف ماه رو زندگی کنی

تحقیقات بازاریابی


چکیده:
مدیران برای معرفی محصولات و خدمات به مشتریان نیاز به اطلاعاتی دارند تا به کمک آن بتوانند ارزشی را که در ذهن مشتریان است، ایجاد کنند. اما درک ارزش، یک مسئله ذهنی است و ممکن است آنچه که امسال برای مشتری ارزش محسوب می‌شود سال آینده ارزش نباشد. از طرفی صفات و ویژگی‌هایی که در ذهن مشتری ایجاد ارزش می‌کنند را نمی‌توان به راحتی و با استفاده از دانش عمومی استنباط کرد. بنابراین ضروری ست داده‌هایی جمع‌آوری و مورد تحلیل قرار گیرند. هدف تحقیقات بازاریابی آن است که.....

ادامه نوشته

جغرافياى خانم ها و آقایان (طنز)

جغرافياى خانم ها خانم ها در سن ۱۸ تا ۲۱ سالگى ، مانند آفريقا يا استراليا هستند نيمه كشف شده، وحشى، با زيبايى هاى افسون كننده ى طبيعى در سن 21 تا ۳۰ سالگى، مثل امريكا يا ژاپن هستند: كاملا كشف شده، بسيار توسعه يافته، آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد يا اتومبيل . در سن 30 تا ۳۵ سالگى، مانند هند يا اسپانيا هستند: بسيار داغ، آسوده خاطر و آرام، و آگاه به زيبايى هاى خود. بين سن 35 تا ۴۰ سالگى، مانند فرانسه يا آرژانتين هستند: بدين معنا كه اگر چه ممكن است در جريان جنگ نيمه ويران شده باشند، اما هنوز جاهاى بسيارى براى تماشا دارند . در سن 40 تا ۵۰ سالگى، مثل يوگسلاوى يا عراق هستند: جنگ را باخته اند. هنوز گرفتار اشتباهات پيشين اند. و به باز سازى كامل نياز دارند . بين 50 تا ۶۰ سالگى، مانند روسيه يا كانادا هستند: بسيار پهناور، آرام و مرز ها بدون مرزبان، اما سرماى زياد، خلايق را از آنان مي رماند. در سن 60 تا ۷۰ سالگى، مانند انگلستان يا مغولستان اند: با يك گذشته ى درخشان و بدون آينده . بعد از ۷۰ سالگى، شبيه آلبانى يا افغانستان اند: همگان ميدانند كه در كجايند، اما هيچكس به سراغ شان نمى رود. جغرافياى آقایان از 18 تا 50 سال مثل ايران : راهنما و حلال مشکلات دنيا ولي در كار خود مانده . بعد از 50 سالگى، شبيه عربستان هستند: همگان فقط به خاطر مال و ثروت به آنها احترام مي گذارند 

چرا دست زن رو میبوسی؟


از مرد فرانسوی پرسیدند:
چرا دست زن رو میبوسی؟
پاسخ داد: چون زن محترم است و نیمه گمشده مرد را تکمیل میکند


مرد آلمانی به این سوال اینگونه پاسخ داد:
زن مقدس است چون میزاید و ادامه زندگی در اوست


و پاسخ مرد ایرانی:
بالاخره باید از یه جایی شروع کنم دیگه

کارمند نمومه


 

دیشب به خواب دیدم ،گردیده ام نمونه// دربین کارمندان اندر ادارۀ خود

تشویق می نمودند ،کف می زدند مرتب//در آسمان بختم دیدم ستارۀ خود

 

آمد مدیرنزدیک ،با چهره ای گشاده// در دست او دو سکّه با یک سوییچ پیکان
من را به پیش خود خواند ،از بهر اخذ آنها // رفتم گرفتم هردو با دستهای لرزان

 

با حسرتی فراوان ،در من نظاره می شد// ازسوی هم قطاران حتی مدیر بنده
من غرق شادی و شور، اشک از دو دیده جاری// از اینکه گشته بودم در این میان برنده

 

از شدّت مسّرت، از خواب خوش پریدم// دیدم که ظهر نزدیک من توی رختخوابم
با سرعتی فراوان ،سوی اداره رفتم// در طول راه بودم دائم به فکر خوابم

 

وارد شدم اداره ،دیدم به روی میزم// بنهاده آبدارچی یک نامۀ از مدیرم
توبیخ نامه ای بود ،امضای او به زیرش// خواندم چو نامه برخاست صد آه از ضمیرم

 

تاخیرها و غیبت ،شد موجب نکوهش// رویای دیشب من گردید نقش بر آب
گفتم دوباره «جاوید» ، وارونه گشت خوابت// مانند دفعۀ پیش خیری ندیدی از خواب