انگیزشنخستين نظريه هاي انگيزش :
n
نظريه سلسله
مراتب نيازها
n
تئوري X و تئوري Y
n
تئوري
بهداشت انگيزش
نظريه سلسله مراتب نياز ها :
n
نظريه سلسله
مراتب نياز ها که توسط آبراهام مزلو ارائه شد از مشهورترين نظريه هاي انگيزش است .
n
مزلو اساس
فرض خود را بر اين گذاشت که در درون هر
انسان پنج دسته نياز (به صورت طبقه بندي شده ) وجود دارد.
n
اگر نيازي
به صورت اساسي و به مقدار لازم ارضا شود ديگر ايجاد انگيزه نمي کند و باعث تحريک
فرد نمي گردد
n
براي انگيزش
فرد بايد محل شخص در سلسله مراتب نيازها مشخص گردد و آنگاه درجهت ارضاي همان
نيازها يا آنها که در سطح بالاتر قرار دارند اقدام شود
تئوري X و تئوري
Y
n
داگلاس مک
گرگور دو ديدگاه متمايز از انسان ارائه کرد : يک ديدگاه اصولا منفي که آن را تئوري
X خواند و يک ديدگاه مثبت که آن را تئوري Y ناميد
n
تئوري X بر اين فرض
قرار مي گيرند که نياز هاي رده پايين بر فرد حاکم هستند و تئوري Y بر اين اساس
قرار مي گيرد که نيازهاي رده بالاتر بر فرد حاکم هستند
تئوري X بر اساس
مفروضات زير قرار دارد :
1.
کارکنان به
صورت فطري و طبيعي کار را دوست ندارند و در صورت امکان سعي مي کنند از انجام آن
اجتناب نمايند .
2. از آنجا که کارکنان کار را دوست ندارند ، بايد آنان را
مجبور کرد و کنترل نمود و يا تهديد کرد تا بتوان به هدفهاي مورد نظر دست يافت .
3.
کارکنان از
زير بار مسئوليت شانه خالي مي کنند ، لذا بايد به صورت رسمي آنها را هدايت و رهبري
کرد .
4.
بيشتر
کارکنان امنيت را بالاتر از عوامل ديگر مربوط به کار ، قرار مي دهند و هيچ نوع جاه
طلبي و بلند پروازي ندارند .
تئوري Y بر اساس
مفروضات زير قرار دارد :
1.
کارکنان کار
را امري طبيعي و همانند تفريح يا بازي مي پندارند
2.
کسي که خود
را به هدف يا هدف هايي متعهد نموده است داراي نوعي خود رهبري و خود کنترلي مي باشد
.
3.
بيشتر افراد
مي توانند مسئوليت بپذيرند و حتي در پي پذيرفتن مسئوليتها بر آيند .
4.
خلاقيت ،
يعني توانايي براي گرفتن تصميمات خوب وبيشتر افراد جامعه داراي اين ويژگي هستند ؛
اين امر تنها از ويژگي هاي مديران نيست .
تئوري بهداشت - انگيزش
n
تئوري
بهداشت انگيزش به وسيله يک روانشناس به نام فردريک هرزبرگ ارائه شد .
n
از نظر
هرزبرگ رضايت عکس نارضايتي نيست
n
هرزبرگ
عواملي را که در نارضايتي موثر هستند را عوامل بهداشتي ناميد وعواملي که موجب
رضايت مي شوند را عوامل انگيزشي ناميد .
تئوري هاي نوين انگيزش
n
تئوري مبتني
بر نيازهاي سه گانه
n
نظريه تعيين
هدف
n
تئوري تقويت
رفتار
n
نظريه
برابري
n
نظريه
انتظار
تئوري مبتني بر نياز هاي سه گانه
ديويد مک کللند و تعدادي ديگر از
پژوهشگران سه عامل انگيزشي ذي ربط يا نياز را پيشنهاد نمودند که عبارتند از :
1.
نياز به کسب
موفقيت
2.
نياز به کسب
قدرت و اعمال آن
3.
نياز به
ايجاد دوستي
نظريه تعيين هدف
n
تئوري مزبور
تيانگر اين است که قصد يا اراده فرد يا سازمان را مي توان به عنوان منبع اصلي
انگيزش به حساب آورد .
n
پذيرفتن هدف
هاي مشکل توسط کارکنان در مقايسه با هدف هاي آسان باعث ارائه عملکرد عالي تري
خواهد شد . در واقع هدف هاي چالشگر و هماورد طلب باعث انگيزش مي شوند .
n
اهداف
ترجيحا مشارکتي انتخاب مي شوند
تئوري تقويت رفتار
n
تئوري تقويت
رفتار نقطه مقابل نظريه تعيين هدف است
n
در تئوري
تقويت رفتار به جاي توجه به عوامل دروني به عوامل محيطي توجه مي شود
n
در تئوري
تقويت رفتار بحث قانون علت و معلولي وجود دارد
نظريه برابري
n
کارکنان و
اعضاي سازمان مدام خود را با ديگران مقايسه مي کنند
n
سه مرجع
براي براي مقايسه همواره مورد توجه است : ديگران ، سيستم و خود
n
هنگامي که
افراد بين داده و ستاده در مقايسه با ديگران نوعي ظلم و نابرابري مشاهده کنند دچار
نوعي تنش مي شوند و اين تنش باعث ايجاد انگيزش مي شود و فرد در پي چيزي بر مي آيد
كه عدالت و انصاف است.
نظريه انتظار
n
نظريه
انتظار از ويکتور روم يکي از پذيرفته شده ترين توجيهاتي است که در باره انگيزش مي
شود .
n
اين نظريه
شامل سه متغير مي گردد : 1- اهميت 2- رابطه بين عملکرد و پاداش 3- رابطه بين تلاش
و عملکرد
n
استدلال
نظريه انتظار : گرايش به نوعي عمل در جهتي مشخص در گرو انتظاراتي است که پيامد آن
مشخص مي باشد و نتيجه مزبور مورد علاقه عامل يا فاعل مي باشد
تئوري هاي انگيزش در محدوده فرهنگي
قرار دارند
n
بيشتر تئوري
هاي انگيزش به وسيله آمريکايي ها ، درباره آمريکايي ها و در ايالات متحده آمريکا
ارائه شده است